تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی «دروجان» - بازاریابی چیست و اصول آن کدامند. (نوشته دکتر سید سجاد قوامی)
پایگاه اطلاع رسانی «دروجان»
«دروجان» پنجره ای رو به تات زبانان شاهرود خلخال
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
نظرسنجی
نظر شما نسبت به عملکرد سایت دروج آن چیست؟





ویدئوها
نویسندگان

بازاریابی:

بازاریابی یك وظیفه مدیریتی است. بازاریابی بر رسیدن به اهداف مشتریان در كنار رسیدن به اهداف سازمان تأكید دارد. بازاریابی با درك نیازهای مشتریان، توسعه محصولات و خدمات برای رفع این نیازها، قیمت گذاری كارای محصولات و خدمات، اطلاع‌رسانی به مشتریان در مورد قابلیت دسترسی به این محصولات و خدمات، ‌تحویل كارا و اطمینان از رضایت‌مندی در طول و بعد از فرآیند مبادله همراه است. بنابراین بازاریابی باید یك جزء ضروری در شركتها باشد. اما بسیاری از شركتها تفسیر بدی از بازاریابی دارند. بعضی‌ها بازاریابی را تقلب، اسراف‌‌گر، مزاحم و غیر حرفه‌ای می‌دانند. بعضی‌ها نیز آن را معادل با تبلیغات و فروش می‌دانند. اما در سالهای اخیر بازاریابی از تصویر قدیمی‌اش جدا شده و امروزه به‌طور فزاینده‌ای به‌ یكی از مهم‌ترین وظایف در كسب اهداف سودآوری سازمانها تبدیل شده است. به‌طور سنتی، تولید و فروش دو وظیفه مهم هر كسب‌وكاری هستند. گرایش بعدی این بود كه كارآفرینان معتقد شدند كیفیت محصولات یا خدمات تنها عاملی است كه فروش آنها را تعیین می‌كند. اما این نیز چندان طول نكشید. چرا كه در بازار رقابتی امروزی درست نیست. تولید، ‌فروش و بازاریابی باید در كنار هم كار كنند تا منجر به بهترین نتایج شوند. بازاریابی، ‌فرآیند پاسخ‌گو برای شناسایی‌، پیش‌بینی و برآورده ساختن سودآور نیازهای مشتریان است. با این شیوه سازمان قادر خواهد بود محصولات یا خدمات خود را مطابق با نیازهای مشتریان قرار دهد و نه اینكه چیزی را تولید كند و انتظار رسیدن مشتریان را داشته باشد.

محصول (كالا و خدمت) باید مطابق با مزایای مورد انتظار مشتری باشد. قیمت باید متناسب با تواناییهای خریدار باشد. این محصول باید در دسترس مشتری قرار گیرد تا در خرید آن دچار مشكل نشود و در نهایت ترفیعات لازم نیز انجام گیرد تا مصرف‌كنندگان بالقوه از وجود چنین محصولی باخبرشوند. درواقع مفهوم آمیخته بازاریابی، مسیر عملكرد سازمان را با استفاده از یك سری متغیرهای قابل كنترل در محیطی كه عوامل غیرقابل كنترل زیادی دارد (بازار خارجی)، مشخص می‌كند.]31[. 

پیدایش مفهوم 4P

در متون مختلف بازاریابی مفهوم 4P به عنوان یك اصل مورد پذیرش واقع شده است. 4P مخفف چهار واژه محصول[1]، قیمت[2]، ترفیع[3] و مكان[4] است.

مفهوم آمیخته بازاریابی برای اولین بار در دهه 1950 به‌وسیله نیل بوردن معرفی شد و به 4P معروف گشت. آمیخته بازاریابی بر مدل‌ها و روشهای سنتی مدیریت بازار مانند روش كاركردگرای پویای آلدرسون در كنار سایر روشهای سیستمی و نیز تئوری پارامتر كه توسط دانشگاه كپنهاگ در اروپا توسعه یافت، غلبه كرد و روشهای جدید مانند دیدگاه محصولی، دیدگاه وظیفه‌ای و دیدگاه جغرافیایی نیز با چنین سرنوشتی مواجه شدند. تنها تعداد كمی از این مدل‌ها توانسته‌اند بقای خود را در مقابل 4P حفظ كنند.

آمیخته بازاریابی نمایان‌گر فعالیتهای اساسی مدیران بازاریابی است. پس از انتخاب یك بازار هدف، مدیران بازاریابی باید یك برنامه سیستماتیك برای فروش به مشتریان و ایجاد روابط بلندمدت تدوین كنند. برنامه بازاریابی از تصمیماتی راجع به محصول، قیمت، ترفیع و توزیع تشكیل می‌شود. اینها مهمترین نوع بخشهایی هستند كه مدیران بازاریابی برای رسیدن به اهداف فروش و سودآوری، منابع شركت را به آنها تخصیص می‌دهند.

رابینز (1991) یك واژه جایگزین برای آمیخته بازاریابی به نام4Cs را معرفی كرد كه شامل مشتریان (خریداران كالاها یا خدمات در بازار) ، رقبا (عرضه‌كنندگان جانشین برای كالاها و خدمات)، ظرفیت ها و شركت (هر دو اشاره به توانایی ارضای نیازهای مشتری دارند( است. این لیست طبقه‌بندی كامل‌تری را (1967) جز در مورد مباحث محیطی كلان پوشش می‌دهد و عوامل درونی و بیرونی را به هم مرتبط می كند. هر چند به بهترین شیوه این كار را انجام نمی‌دهد.

در یك شمای مشابه، اوهما (1982) مدل 3Cs را مطرح می كند كه شامل مشتریان، رقبا و شركت است و بر تعامل و ارتباط استراتژیك بین این سه عامل تأكید می‌كند.

 


عوامل نوین در آمیخته بازاریابی

تئوریسین‌های بازاریابی خدمات، مطالعات زیادی را در زمینه تفاوت بین بازاریابی خدمات و بازاریابی محصولات انجام دادند. بخش عمده‌ای از این تلاشها صرف تأكید بر مفهوم آمیخته بازاریابی و اینكه آمیخته بازاریابی خدمات با آمیخته بازاریابی كالاها متفاوت است، شد. با نشان دادن این نكته كه بازاریابی خدمات مستلزم تصمیمات متفاوتی نسبت به كالاهاست، این اندیشمندان توانستند بازاریابی خدمات را از بازاریابی كالاها متمایز سازند. درآمیخته‌ بازاریابی‌خدمات ‌ما سه پی دیگر شامل پرسنل، داراییهای فیزیكی و رویه‌ها (فرآیندها) را در جمع چهار پی مشاهده می‌كنیم كه درنهایت یك آمیخته بازاریابی با هفت پی برای خدمات به‌وجود می‌آید. بدین ترتیب تئوریسین‌های بازاریابی خدمات، یك تئوری مدیریتی جدید را ایجاد كردند و آن را از بازاریابی كالاها متمایز ساختند.

این توسعه مفهومی باعث ارزیابی مجدد مدیریت بازاریابی سنتی و ایجاد مرزی بین كالاها و خدمات شد. بدین ترتیب محصولات شامل كالاهای محسوس و خدمات نامحسوس شد.

بسیاری از مدیران بازاریابی اساس روابطشان را با مشتریان برمبنای رویه‌ای كه «فردگرایی»، «مشتری گرایی انبوه» یا « شخصی سازی» نام دارد، قرار می دهند. هسته انجام این سبك، تطبیق كالاها و خدمات با نیازها و خواسته‌های تك تك مشتریان است، نه اینكه یك نوع كالا و خدمت برای همه مشتریان ارائه شود. بدین ترتیب می توان شخصی‌سازی را نیز به‌عنوان یكی از عوامل آمیخته بازاریابی در كنارمحصول، قیمت، ترفیع، مكان، پرسنل، داراییهای فیزیكی و رویه‌ها (فرآیندها) فرض كرد.

 

رفتار خرید مصرف‌كننده

رفتار خرید مصرف‌كننده همواره به‌عنوان یك موضوع مهم بازاریابی مطرح بوده است. اساس رفتار مصرف‌كننده بر طبق 5 مرحله زیر است:

1.       شناسایی مشكل

2.        جستجوی اطلاعات

3.        ارزیابی گزینه‌ها

4.        تصمیم خرید

5.       رفتار پس از خرید

شكل مدل رفتار خرید مصرف‌كننده و متغیرهای تأثیرگذار بر آن را به خوبی نشان می‌دهد. این مدل مورد پذیرش متخصصان بازاریابی قرار گرفته است و پایه و اساس رفتار خرید مصرف‌كننده بر مبنای این مدل است.

همان‌گونه كه در این مدل مشاهده می‌شود، محركهای فردی (اجتماعی، روانی و فردی) و محركهای بیرونی (محیطی، سازمانی و بین فردی) در مراحل مختلف رفتار خرید مصرف‌كننده تأثیر می‌گذارند.

گرایش خریدار

به‌طور كلی خریدار در خرید كالاها و خدمات از طرفی اطلاعات كاملی از عوامل آمیخته بازاریابی ندارد و از طرف دیگر به‌دنبال به‌دست آوردن مزایایی از محصولات ارائه شده است. گرایش خریدار به فرآیندی اشاره دارد كه در آن مشتری بالقوه با تفكر، ارزیابی، مشورت و درنهایت تصمیم درمورد منبع مناسب عرضه، برای خرید محصول اقدام می‌كند. فرآیند منبع‌یابی مشتری را «گرایش خریدار» می‌نامند. گرایش خریدار به‌طور كلی 5 بعد دارد كه شامل ارزش، كارایی، مقدار، تنوع و مزایا است. در بخش زیر هر یك از این ابعاد به تفصیل مورد بررسی قرارگرفته است.

ارزش

جدا از ویژگیهای آشكار ارزش مانند كیفیت، مناسب بودن برای هدف، اطمینان و غیره، قیمت، عملكرد و شهرت عرضه‌كننده نیز برای خریدار مهم است. به‌علاوه خریداران به‌دنبال ظرفیت فنی و ویژگیهای سمبولیك مانند منحصربه‌فرد بودن، غیر قابل جانشین بودن و جایگاه مارك هستند. اما ملاحظات دیگری نیز در این بین وجود دارد. ارزش صرفاً به پول بستگی ندارد و مسائل دیگری نیز برای خریدار مهم هستند. مانند تلاش فیزیكی، مسافت و زمان لازم برای یافتن یك منبع مناسب عرضه محصول. همچنین مشكلاتی مانند چند واسطه‌ای بودن محصول و انحصاری بودن منبع عرضه نیز در این امر مؤثر هستند.

كارایی

منبع مشروع و كارآمد عرضه محصول، می‌تواند به نزدیكی شخص به منبع بستگی داشته باشد. بنابراین مسافت برای خریدار مهم است. مسافت نه تنها به دسترسی، انتخاب، آزادی برای انتخاب و استطاعت خریدار بستگی دارد، بلكه به زمان كه غالباً مهم‌ترین عامل است نیز بستگی دارد.

قدرت و شهرت براند، قابلیت تكرار خرید، نتایج خرید و شكل قفسه‌ها نیز در كارایی مؤثر هستند. كارایی در مجموع زمانی حادث می‌شود كه خریدار قابلیت دسترسی كلی به عرضه‌كننده را مطابق با انتظارات خود داشته باشد.

مقدار

یكی از مشكلات مرتبط با مدل هدف‌گذاری كه در بازاریابی مشاهده می شود، ماهیت محدود بعضی از محصولات (كالاها و خدمات) برای تحویل به خریدار است. برای مثال مكانیكی كه به یك قطعه نیاز دارد و مجبور است یك سری كامل از این قطعات را خریداری كند و یا فردی كه قصد رفتن به مهمانی و اجاره یك لباس برای یك شب مهمانی را دارد. اما مجبور است لباسی را كه حداقل مدت اجاره آن سه روز است را تحویل بگیرد. اینها نمونه‌هایی از صرفه‌جویی به مقیاس در فروشگاه‌ها است و به نظر می‌رسد نمی‌تواند نظر مساعد خریدار را جلب كند. در واقع این صرفه‌جویی به مقیاس از لحاظ هزینه‌ای به زیان خریدار است. مقدار به عواملی نظیر كمیت، تعداد، قابلیت تقسیم، ثبات، قطعات یدكی، اندازه بسته و ... گفته می شود.

تنوع

مشتریان نیاز به آزادی انتخاب دارند. توانایی انتخاب غالباً به وسیله تولیدكنندگان كالاها و خدمات و نیز بازاریابان نادیده گرفته می‌شود. انتخاب، حق مسلم مشتری و عامل ضروری در بازاریابی اثربخش است. بسیاری از اشخاص در انتخاب‌هایشان دارای محدودیت هستند. درك عمیق‌تر بعد تنوع می‌تواند باعث ایجاد دیدگاه وسیع‌تر از مصرف‌كنندگان شود. اما انتخاب را نه تنها با ارائه تنوع محصولی، بلكه با تنوع قیمت، تنوع شیوه‌های پرداخت و تحویل، تنوع خدمات پس از فروش، بیمه، گارانتی و ... نیز می‌توان تضمین كرد.

صرفه‌جوییهای مقیاس عرضه‌كننده باعث عدم تنوع محصولی می شود كه این امر نكات منفی را برای عرضه‌كننده به همراه دارد. مثلاً در لباس فروشی، باعث محدودیت خریدار در انتخاب اندازه دلخواه، ایجاد ناكامی بالقوه در خریدار و در مواقع بحرانی باعث تغییر مارك و یا حتی تعویض عرضه‌كننده می‌شود.

مزایا

مشتریان مزایای محصول را مشاهده می‌كنند و در صورتی كه آن را مطابق با انتظارات خود دریابند، روابطشان را با ارائه‌كننده ادامه می‌دهند. ماهیت اصلی و منسجم فرآیند منبع‌یابی به این بستگی دارد كه مشتری تشخیص دهد منبع مورد نظر او بهترین مزایا را ارائه كرده است.

 گرایش خریدار و بازاریاب

با توجه به گرایش خریداران در به‌دست آوردن 5 معیار مورد نظر، بازاریابان نیز باید در طراحی آمیخته بازاریابی، مشتریان هدف را در نظر بگیرند.

شكل بالا تعامل بین خریدار و بازاریاب را به نمایش می‌گذارد. قسمت چپ این شكل در مورد فعالیتهای بازاریابی و قسمت راست شكل در ارتباط با گرایش خریدار است. قسمت میانی شكل هم معیارهای هدف را نشان می‌دهد كه تعادل بین اهداف خریدار و بازاریاب را نشان می‌دهد.

هدف مشتری از انجام فعالیتهای خرید، یافتن بهترین عرضه‌كننده و مصرف است. در حالی كه بازاریاب به دنبال هدف‌گذاری است.

رفتار خریدار و آمیخته بازاریابی

برای تعیین ارتباط بین رفتار خریدار و آمیخته بازاریابی، معیارهای مشخص‌كننده گرایش خریدار و عناصر آمیخته بازاریابی در انطباق با یكدیگر در یك ماتریس تجزیه و تحلیل می‌شوند. جدول شماره 3 این انطباق را نشان می‌دهد. ساختار این ماتریس یك روش یكپارچه برای بازاریابی و ارتباط مستقیم بین گرایش خریدار و عناصر آمیخته بازاریابی است. بازاریابی بیان می‌دارد كه هر محصول را می توان با یك مجموعه مجزای آمیخته بازاریابی تشریح كرد. با تخصیص منابع سازمانی به ارائه كالاها و خدمات، چنین استراتژی در نهایت منجر به رسیدن به اهداف شركت خواهد شد.

مشتریان تلاش می كنند تا به یك شیوه منطقی كالاها و خدمات مد نظر خود را پیدا كنند. این فرآیند منبع‌یابی در نهایت باعث می شود مشتری به یك منبع خاص برای تهیه محصولات مراجعه كند. در این فرآیند، 5V منبعی برای توانمندسازی خریدار در جهت انتخاب منطقی كالاها و خدمات عمل می‌كند.

آمیخته بازاریابی در ستونها وگرایش خریدار با 5V در ردیفها آمده است . در ماتریس، فعالیتهای خریدار از چپ به راست جابه‌جا می‌شود. این فرآیند به عنوان گرایش خریدار شناخته می‌شود. در آمیخته بازاریابی عرضه‌كننده باید دریابد گرایش خریدار برای هر خرید چگونه است.]31[.

مفهوم بازارگرایی(گرایش به بازار)

بر خلاف بازاریابی که بسیار تحت تأثیر مسائل فرهنگی است و تعاریف زیادی در این زمینه وجود دارد، اما در زمینه بازارگرایی شاهد چنین گستردگی تعریفی نیستیم و کمتر تحت تأثیر مسائل فرهنگی قرار گرفته است.کوششهای ابتدایی افرادی مانند فلتن و مک کیتریک(1957) و بعد از آنها کاتلر(1994) تأثیر زیادی بر گسترش مفهوم بازارگرایی داشته است.اصولا چهار تعریف اصلی تا کنون برای بازارگرایی ارائه شده است:

1-      بازارگرایی عبارت است از ایجاد اطلاعات حاصل از بازار در کل سازمان درباره نیازهای جاری و آینده مشتریان، توسعه و انتقال این اطلاعات و استعداد در سراسر سازمان و پاسخگویی به آن در تمام سطوح سازمان؛

2-      بازارگرایی از سه جزء رفتاری تشکیل شده است : مشتری‌مداری، رقیب‌گرایی و هماهنگی و تبادل اطلاعات بین واحدها همراه با دو نوع تصمیم‌گیری، تمرکز بر بلند مدت و سودآوری؛

3-      بازارگرایی شامل مجموعه‌ای از باورها و اعتقادات است که مشتریان را در مرکز توجه قرار می دهد تا سودآوری بلند مدت شرکت را فراهم سازد. البته این به معنی توجه نداشتن به سایر ذی نفعان مانند مالکان، مدیران و کارکنان نیست.

4-      بازارگرایی شامل مهارتهای عالی و برجسته در درک و ارضای نیازها و خواسته‌های مشتریان است.

در همه تعاریف بالا، نکات زیر به چشم می خورد:

الف) همه تعاریف بر روی مشتری به عنوان هسته مرکزی تمرکز دارند.

ب) همه تعاریف توجه خاص به بیرون از مرزهای سازمان دارند.

ج) همه تعاریف چه به صورت مستقیم و چه ضمنی، به پاسخگویی به مشتری توجه ویژه‌ای دارند. یعنی اینکه تنها توجه به مشتریان کافی نیست، بلکه باید برای آنان خلق ارزش کرد.

د) تمام محققان اعتقاد دارند که بازارگرایی شامل تمرکز بر چیزی فراتر از مشتریان است. نارور و اسلیتر به طور واضح علاوه بر مشتری بر رقیبان نیز تمرکز می‌کنند. «دی» هم آشکارا به رقبا توجه کرده است.کهلی و جاورسکی بر روی عواملی که انتظارات و نیازهای مشتریان را شکل می دهد (مانند تکنولوژی، قوانین و ....) تاکید دارند. همچنین اگرچه دشپند، فارلی و وبستر مشتریان را در اولویت قرار می‌دهند، اما به سایر ذی نفعان نیز توجه دارند و آنها را نیز مهم می‌دانند.

پیامدهای بازارگرایی برای سازمان

سازمانهایی که می‌توانند بهتر نیازهای مشتریان را پاسخ دهند و بهتر از رقبا ارضاء کنند، مطمئناً از سطح عملکرد بالاتری برخوردار هستند. تحقیقاتی که توسط لزناک، لاسچ (1987) ‌و نارور و اسلیتر (1990) صورت گرفته، نشان دهنده رابطه مثبت بین گرایش به بازار و عملکرد شرکت است.

تحقیقاتی که توسط کهلی و جاورسکی صورت گرفته است، نشان می دهد که بازارگرایی منافع اجتماعی و روانی زیادی برای کارکنان سازمان خواهد داشت.

بازارگرایی به عنوان یک حس غرور در سازمان که در آن کلیه واحدها و کارکنان در راستای ارضای نیازهای مشتریان گام بر می‌دارند، تعریف شده است. در واقع ارضای نیازهای مشتریان هدف مشترک کلیه واحدها محسوب می‌شود و واحدها به حرکت در این راستا افتخار می‌کنند. اما این نگرش نیازمند آن است که کارکنان یک حس تعلق و تعهد را نسبت به سازمانشان داشته باشند. در نتیجه می‌توان نتیجه گرفت که سطح بالاتر گرایش به بازار در سازمان می‌تواند باعث افزایش روحیه کارگروهی و کار جمعی و در نتیجه افزایش تعهد در بین کارکنان سازمان شود.

از سازمانهایی که در محیط رقابتی فعالیت می‌کنند، انتظار می‌رود که بیشتر بازارگرا باشند. کهلی و جاورسکی به بررسی و تاثیر سه ویژگی محیطی بر روی بازارگرایی پرداخته‌اند. اولین عامل پیچیدگی و تلاطم بازار است که به عنوان نرخ و میزان تغییرات در ترکیب نیازها و خواسته‌ها و ترجیحات مشتریان تعریف می‌شود. سازمانهایی که در بازارهای متلاطم فعالیت می‌کنند، بیشتر نیازمند تغییر محصولات خود با توجه به تغییر در نیازها و خواسته‌های مشتریان هستند و برعکس، در بازارهای با ثبات، شرکتها کمتر نیاز دارند تا محصولات خود را نیازهای در حال تغییر مشتریان هم جهت سازند و تعدیل کنند.

دومین عامل محیطی که توسط کهلی و جاورسکی مورد مطالعه قرار گرفته تا رابطه بین گرایش به بازار و عملکرد تجاری را تبیین کند، شدت رقابت است. همانطور که هاست (1986) و کهلی و جاورسکی، بیان کرده‌اند در محیط غیر رقابتی، شرکت یا سازمان ممکن است دارای عملکرد خوبی باشد، حتی اگر بازارگرا نباشد، زیرا مشتریان با محصولات و خدمات شرکت خو گرفته‌اند. در مقابل در شرایط رقابت شدید، مشتریان گزینه‌های متنوعی برای ارضای نیازهای و خواسته‌های خویش دارند. بنابراین شرکت هایی که بازارگرا نیستند، در محیط رقابتی به سرعت مشتریان خود را از دست خواهند داد. بنابراین بازارگرایی در شرایط رقابت از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود.

سومین عاملی که می‌تواند تعدیل کننده رابطه بین بازارگرایی و عملکرد شریک باشد، تغییرات تکنولوژیک است که در واقع همان میزان تغییرات تکنولوژیک رخ داده در صنعت خاص است. شرکت هایی که از تکنولوژی‌های پیشرفته استفاده می‌کنند، می‌توانند با استفاده از نو‌آوری تکنولوژیک برای خود مزیت رقابت ایجاد کنند. در مقابل سازمانهایی که با تکنولوژی ایستا فعالیت می‌کنند، در بازارهای رقابتی از موقعیت مناسبی برخوردار نخواهند بود و نمی‌توانند از تکنولوژی به عنوان یک مزیت رقابتی استفاده کنند]32[.

***

به دلیل آنکه سوالات تحقیق (بیان مساله) به ترتیب درمورد ترفیع، رضایت، قیمت، استراتژی های بازاریابی، محصول، توزیع و برند می باشد، در تمامی مراحل انجام تحقیق ازجمله جمع آوری پیشینه تحقیق، تهیه پرسشنامه و تجزیه و تحلیل اطلاعات سعی شده است که این توالی رعایت شود.

الف) ترفیع:

بازاریابی مدرن چیزی است بسی بیش از تولید محصولات خوب، قیمت گذاری مناسب و سهولت دسترسی مشتریان به کالا. شرکتها به ارتباط با مشتریان خود نیاز دارند و آنچه که باید موضوع ارتباط قرار گیرد، نباید بر عهده شانس گذاشته شود.

یک شرکت مدرن، سیستم ارتباطی بازاریابی را برای خود برمی گزیند . شرکت با واسطه های فروش و با مصرف کنندگان و جوامع مختلف ارتباط برقرار می سازد. واسطه ها نیز با این مصرف کنندگان و این جوامع تماس برقرار می کنند. مصرف کنندگان نیز از طریق ارتباط دهان به دهان با یکدیگر و با سایر جوامع ارتباط می گیرند. به بیان دیگر، هر گروهی برای تمام گروههای دیگر اطلاعاتی را پس می خوراند.

برنامه کامل ارتباط بازاریابی یک شرکت، ترکیب عناصر پیشبردی آن شرکت نام دارد. این برنامه از ترکیب معینی از تبلیغات غیر شخصی، تبلیغات پیشبرد فروش، روابط عمومی و فروشندگی شخصی تشکیل می شود. و این ترکیبی است برای نیل به اهداف تبلیغاتی و بازاریابی خود از آنها استفاده می کند. ابزارهای چهارگانه اصلی تبلیغات پیشبردی به شرح زیر تعریف می شوند:

تبلیغات غیر شخصی: هر گونه ارائه و تبلیغات غیر شخصی ایده ها، کالاها یا خدمات که توسط یک واحد تبلیغاتی انجام شود و مستلزم پرداخت هزینه باشد، تبلیغات غیر شخصی نام دارد.

تبلیغات پیشبرد فروش: محرکهای کوتاه مدتی هستند که برای تشویق به خرید یا فروش کالاها و خدمات به کار می روند.

روابط عمومی: ایجاد مناسبات مطلوب با جوامع مختلفی است که با شرکت سروکار دارند از طریق شهرت خوب، ایجاد « تصویر ذهنی کلی » مطلوب و برخورد مناسب، یا برطرف کردن مسایل، شایعات، روایات و وقایع نامطلوب.

فروشندگی شخصی: معرفی شفاهی است به صورت مذاکره حضوری با یک یا چند خریدار احتمالی به قصد فروش.

در زمره ابزارهای فوق، ابزارهای خاص دیگری وجود دارند، ابزارهایی چون هدایا و جوایز فروش، تبلیغات نمایشی در محل خرید، تبلیغات اختصاصی، نمایشگاههای صنفی و تجاری، نمایشهای کاربردی کالا، انواع کاتالوگ، نوشته های مختلف، پوسترهای گوناگون، انواع و اقسام جوایز، تخفیفات، کوپن و تمبرهای تجاری.

ارتباطات چیزی است بسیار گسترده تر از استفاده از ابزارهای پیشبردی خاص. طرح کالا، قیمت فروش آن، شکل و رنگ بسته بندی کالا و فروشگاههایی که کالا را می فروشند، همگی نوعی ارتباط با خریداران برقرار می سازند. از این رو اگرچه فعالیت ارتباطی اصلی یک شرکت، ترکیب عناصر پیشبردی آن است، اما برای اینکه اصولا ارتباطات، دارای حداکثر بازدهی باشند، ترکیب عناصر بازاریابی، یعنی تبلیغات پیشبردی و کالا، قیمت فروش و محل فروش آن نیز، باید به صورتی کامل با یکدیگر هماهنگ گردند.

بدین ترتیب، برقرار کننده ارتباط بازاریابی باید در موارد زیر تصمیم بگیرد:

1) شناسایی مخاطبان هدف

2) پاسخ مورد انتظار

3) انتخاب پیام

4) انتخاب رسانه ارسال پیام

5) منبع پیام

6) جمع آوری پس خوراندها [1].

 

ادامه دارد....




[1] Product;

[2] Price;

[3] Promotion;

[4] Place;

 





لینک های مرتبط :


نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها : دکتر سید سجاد قوامی، روستای درو،
          
یکشنبه 15 تیر 1393
پنجشنبه 19 تیر 1393 16:51
با تشکر از دکتر قوامی
اگر امکان داره کمی مختصرتر و به دور از اصطلاحات تخصصی بنویسید تا همه بتونند استفاده کنند، چون طبع نسل امروز به گونه ایه که از خواندن مطالب طولانی دوری می کنند، و اکثرا هم با اصطلاحات تخصصی آشنایی ندارند، و در بازار کار به طور عملی فعالیت می کنند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

 استفاده از مطالب و عکسهای این سایت تنها با ذکر عبارت «وبسایت روستای درو» مجاز است.


درباره سایت


روستای درو در 4 کیلومتری شمال غربی شهر کلور قرار دارد.
ارتفاع این روستا از سطح دریا 1590 متر می باشد. این روستا در طول جغرافیائی 48ُ،42 و عرض جغرافیایی 37،25ُدرجه قرار دارد. از نظر موقعیت جغرافیایی کوه آلون آرو در جنوب، کوه آسمه چال در شمال غرب، دیه دره در غرب ، آبه دره در شمال شرق و خانقاه دره در جنوب و جنوب غرب روستا قرار دارند. به نظر می رسد عامل اصلی استقرار جمعیت در روستای درو وجود زمینهای مساعد برای کشاورزی، آب و هوای مناسب و آب فراوان می باشد . به طور کلی منابع غنی آب ، زمینهای مساعد کشاورزی، موقعیت خاص روستا و قرار گیری در کنار راه ارتباطی خلخال _ کلور از عوامل موثر بر شکل گیری و توسعه روستا بوده اند .

فرزند کوچک روستا : مهدی ویسانیان

کارشناس ارشد پژوهش علوم اجتماعی

ارتباط با ما :

پست الكترونیك:

mehdiveisanian@yahoo.com

mehdiderav_2005@yahoo.com

شماره تماس : 09144562684

سامانه پیامکی :

30006106204000

مدیر سایت : مهدی ویسانیان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اشعار تاتی
    تعداد اشعار: یازده شعر

    برای انتخاب شعر دلخواه از دکمه قبلی و بعدی (دکمه های کناری) پخش کننده استفاده کنید.
امکانات جانبی