تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی «دروجان» - مطالب تاریخ
پایگاه اطلاع رسانی «دروجان»
«دروجان» پنجره ای رو به تات زبانان شاهرود خلخال
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
نظرسنجی
نظر شما نسبت به عملکرد سایت دروج آن چیست؟





ویدئوها
نویسندگان

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دروجان،همزمان با سی و هفتمین سالگردی پیروزی انقلاب اسلامی ایران، جشن انقلاب به همت دانش آموزان و مدیریت دبستان سیدالشهداء روستا برگزار گردید. این مراسم که صبح روز سه شنبه  برگزار شد  برخی از اولیای دانش آموزان و مسئولین آموزش و پرورش منطقه نیز حضور داشتند اجرای سرود و مسابقه ماست خوری از برنامه های ویژه این مراسم بود.



گزارش و عکس از مهدی شیرمحمدزاده





لینک های مرتبط :


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : جشن انقلاب، روستا، سی و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب، 22 بهمن،
          
چهارشنبه 21 بهمن 1394
این مناسبت بهانه ای شد تا آهنگی از گروه سرود معروف دبیرستان شهید اصلانی آن زمان که قطعات زیبایی را برای ورود آزادگان اجرا نموده اند را قرار بدهیم.
این گروه سرود از خواننده‌ها: قربانعلی عاشوری و شکور عاشوری و هم‌خوانها: شیرعلی رحیمی ، محسن صفیاری و مسعود اصلانی تشکیل شده بود.

   





لینک های مرتبط :


نوع مطلب : ویدنوها و موسیقی‌ها، یادمان ها، تاریخ، گویش دروی ، تاتی ، زبان تاتی، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : 26 مرداد، ورود آزادگان، شعر تاتی، موسیقی تاتی، نی نوازی، روستای درو، دبیرستان شهید اصلانی کلور،
          
دوشنبه 26 مرداد 1394

روز جهانی قدس گرامی باد.

)قدس تُرا آزاد خواهیم کرد) جمله ای آشنا به همراه تصویری از قدس می باشد که در یکی از دیوار های  ساختمانی در  خیابان اصلی وردی روستا چشم هر بیننده ای را به خود جلب می کنند. ما نیز این بار  بنا را بر آن گذاشتیم تا گفتگویی در این خصوص با خالق این اثر ماندگار داشته باشیم، آقای حسین پورعزت در این خصوص به به پایگاه اطلاع رسانی دروج آن گفت :  این نوشته و نقاشی را در سال 1359 به نمایندگی از اهالی روستای درو به حمایت از مردم مظلوم فلسطین کشیده ام و از این بابت بسیار خوشحال و خرسندیم که توانسته ایم گامی هر چند ناچیز در این عرصه برداشته باشیم.






لینک های مرتبط :


نوع مطلب : درو (دیروز، امروز، فردا)، تصاویر قدیمی، تاریخ، 
برچسب ها : به بهانه روز جهانی قدس (آخرین جمعه ماه رمضان)، روستای درو، روز جهانی قدس گرامی باد،
          
پنجشنبه 2 مرداد 1393

 لطفاهمه متن را نخوانید چون دربخشی از آن چیزهایی آمده که ممکنه ناراحتتان کند.

آنچه گذشت:

غروب ** خان ده مباشرش را صدا می‌کرد تا «فلان‌قلی» را برایش حاضر کنند و بخاطر دله‌دزدی ادبش کنند. مدتها بعد در یک ظهر گرم تابستان ** کدخدا «فلان‌قلی» را احضار می‌کرد و از او می‌خواست درباره چراندن مزرعه گندم همسایه‌اش توضیح دهد و یا چند شاهی جریمه شود. بعدها **ریش سفید ده در «درماجی» خسته جلوی «گیه‌بَره» روی در روی قلان‌قلی می‌ایستاد و درحالیکه فلان‌قلی می‌لرزید، در جلوی مردم  شماتتش می‌کرد که چرا از گوسفند مردم مواظبت نکرده و آن را به گرک داده است. ماشین جیب پاسگاه وقتی جلوی قهوه‌خانه پیاده می‌شد، صدای پوتینها و هیبت ** ریس پاسگاه مدتی فضا را ساکت می‌کرد و کسی حق نداشت نفس بکشد همه برخود می‌لرزیدند و در بند این بودند که کدام فلان‌قلی این بار خطایی کرده است و رئیس بخاطر چه آمده است؟ مدتها گدشت ................

خان رفت و کدخدا و ریش‌سفیدی هم رفتند و ترس از پاسگاه رفت و شد آنچه شد.

 روستا در سال 1393

جوان عصای افتاده پیرمرد را از زمین بلند نمی‌کند، پسرخاله فلان‌قلی که از تهران امده است دیگر با او روبوسی نمیکند و از دور میگویند «چزنیش خله زا» و میرود حتی اگر ایام عید باشد. رقص خوشه‌های گندم و زردی مزراع از دور نمایان نیست و جایش را بربری‌هایی گرفته است که با یک نیسان از شهری دور می‌پزند و می‌اورند و هر پیرمردی با کمر خمیده دو بربری به خانه می‌آورد و بقالی‌های ده همیشه ماست می‌فروشند.

همسایه ای با همسایه‌اش هفت سال در جنگ است و پاسگاه و دادگاه نتوانسته اند مشخص کنند که حق با چه کسی است و یک مرد یا مردمانی از دهات همسایه و دور می‌آیند در جمعی در مرکز بخش تحت عنوان حل اختلاف می‌نشنید و آن مرد را به صورت سریالی و در چندین جلسه نصیحت می‌کنند تا از حقش بگذرد و به خاطر مردم!!! صلح کند.  همین به همین راحتی... و او هم...

از دو رودخانه کنار روستا و چندین چشمه ابهای فراوانی در طول سال از گوشه و کنار ده به سفید رود و دریای خزر می‌روند و اما باغات خشکند و مردم ده نصف روز در ایام تابستان در خشکی مطلق و ..... ببخشید دهانم خشک شد. حالا مهم نیست.

مزارع و کوه‌های روستا را مردمانی دور از دهاتی دور آمده‌اند و گرفته اند و چرانده‌اند و می‌چرانند و ... زبانم لال فردا...حالا مهم نیست.

فلان‌قلی گاه و بیگاه گوسفند مردم را به گرگ می‌دهد، مزرعه مردم را می‌چراند و از اسب مرد همسایه به زور سواری می‌گیرد و دله دزدی می‌کند و چیزی سیاه شبیه قیر به کام جوانان می ریزد و از آن کلی پول می‌گیرد و جوانان روستا روز به روز ... مهم نیست.  نه خانی است دعوایش کند و نه کدخدایی و نه ریش سفیدی و نه ریس پاسگای چکمه پوشی و نه زبانم لال ..... 

رخت خواهر زاده فلان قلی را روی چندین طناب دیده‌اند و فلان‌قلی هم می‌داند و مردم ده هم می‌دانند اما...حالا مهم نیست.

حمام قشنگی در کنار مسجد بود که بزرگان ما همه در آن پاک و تمیز می‌شدند و بعد به مسجد می‌رفتند و روضه می‌خواندند سینه می‌زدند و ... اما الان وقتی فلان‌قلی نهار یا شامی در مسجد می‌دهد تا «نامدار» شود، زباله‌های نازنین خود را میبرد می‌ریزد در همان حمام قشنگ تاریخی که پدر فلان‌قلی به پاکی آن قسم یاد می‌کرد.

فلان‌قلی می‌رود، فلان‌قلی می‌آید، فلان‌قلی  می‌گوید، فلان‌قلی گوسفند مردم را می‌خورد فلان‌قلی با بهمان قلی‌ می‌نشیند، فلان‌قلی دو تا شلنگ مخفی از شیر آبش کشیده به باغچه اش برده، تا اگر یکی کشف شد دیگری... و چقدر روستا فلان‌قلی‌دار شده است و اما کسی نمی‌داند که «داگای» حسن‌قلی را چه کسی آتش زد و کسی نمی‌داند پسر حسن قلی چرا بیکار است و هیچ کس نمی‌داند کیسه های گردوی حسن‌قلی را چه کسی دزدید، کسی نمی‌داند چرا پوست صورت خواهر زاده حسن‌قلی روز به روز سیا‌‌هتر میشود و بیحال‌تر می‌شود گویا شنیده است که از همان ماده سیاه قیرمانند فلان‌قلی می‌گیرد می‌خورد. کسی نمی‌داند که چرا دیگر جوانی عصای پیرمرد را از زمین بلند نمی‌کند و چرا در ایام عید حسن‌قلی کمتر به خانه‌ فلان‌قلی می‌رود و اگر برود دیگر به او «رنگه‌خا» و «خجه حلوا» نمی‌دهد و فقط می‌نشیند می‌گوید: «نمی‌دانم چرا همه اش پسرم در خانه است و سر کار نمی‌رود و به که بگویم یک کاری برایش پیدا ....».

 آغاز فراخوان

بهار بود و روستا تازه فهمیده بود که می‌توان سبزتر بود و درخشید و این بود که جوانانی دور هم نشستند  گفتند بیایید تا ما هم... بیایید تا... بیایید تا... بیاید تا امتحان کنیم یکبار هم ما امتحان کنیم و دور هم نشستند و نشستند تا بدانند چرا روستایمان چنین شد.

حالا سوال این است مگر معجزه می‌شود کرد و یک شب می‌توان همه مشکلات را حل کرد و هر کسی که نتواند یک شبه راه حلی ارائه کند باید دَم در کشد و حرف نزد...  نه ببخشید ارائه راهکار هم نه نه، بلکه اجرا، عده‌ای در همان لحظه آغاز اجرا می‌خواهند. چون مردم می‌خواهند سریع مشکلشان حل شود یعنی بعد اولین جلسه وقتی اخرین نفر از جلسه بیرون امد همه مشکلات حل شوند و بیکارها صاحب کار شوند، مزارع خشکیده سبز و فساد و اعتیاد پرواز کند. این است بلایی که فلان‌قلی بر سر ما اورده است. یعنی مردم نمی‌خواهند کسی با کسی و با کسانی بنشیند مشورت کند و جلسه بگذارد و راه‌ها و راهکارها را بررسی کند و مطالعه کند و بسنجد و ..... نه نه مردم  خسته‌اند مشورت می‌خواهد چکار، اینها هیچ وقت مشورت نکرده‌اند همیشه اجرا می‌کنند. بعد اگر مشکلی پیش بیاید آنوقت می‌نشیند مشورت می‌کنند تا حلش کنند. اری  عده‌ای اول فکر نمی‌کنند اول می‌روند سر اجرای کار تا کلنگ را بزنند و سپس می‌نشینند فکر می‌کنند ...

هر کسی در این مدت برای فراخوان قدمی برداشته به نوعی او را به فلان‌قلی تشبیه کرد‌ه‌اند مثلا می‌گویند: «تو فکر می‌کنی اینها بلدند این کار را بکنند. مواظب باش ترا خراب نکنند، اینها هم برای زبانم لال، زبانم لال «بو خور بو خور» آمده اند» (می‌بینید حتی املای «بخور بخور» را هم بلد نیست).  

بیایید کمی به این بیاندیشیم که برای ترمیم زخمهای کهنه و زمان‌دار، باید زمان سپری کرد نه زبان، اینقدر عجول نباشیم. یا خودمان برویم وسط گود و یا بکسانی که داوطلبانه رفتند مخفیانه سنگ پرت نکنیم و از الان شرط نبندیم که «من که گفتم اینها هم به جایی نمی‌رسند».

 روستای ما زادگاه ماست، مادر ماست و مهد و گهواره ماست این «ینگه دنیا» نیست که برایش حسی نداشته باشیم اینجا درو است و خاک ماست و ما باید نگذاریم سر خم کند و و اگر زبانم لال، سر خم کند و رویش گرد و خاکی بنشیند آنوقت ما سرمان خم خواهد شد و در آن صورت ما آینده کجا برویم  به کجا بگوییم وطن.





لینک های مرتبط :


نوع مطلب : همیاران فرهنگی- عمرانی روستای درو، درو (دیروز، امروز، فردا)، تاریخ، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها :
          
شنبه 28 تیر 1393

برای مشاهده اسناد، در اندازه واقعی بر روی عکس ها کلیک نمایید .


                           

                                                                                                                     


                       

اسناد از آرشیو خانوادگی، خانواده غفاریان می باشد که آقای سید غفار غفاریان در اختیار ما قرار داده اند که که جا دارد بابت ارسال این تصاویر از ایشان نهایت سپاس و قدر دانی را داشته باشیم





لینک های مرتبط :


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : سندها و اسناد خطی، کتابخانه ملی ایران، روستای درو،
          
شنبه 7 تیر 1393

لازم به ذکر است این سند مربوط به سند ملکی می باشد که توسط حاکم شاندرمن تایید شده است.

لطفا جهت مشاهده عکس در اندازه واقعی بر روی عکس کلیک نمائید. 

از آقای دکتر سید سجاد قوامی جهت ارسال عکس نهایت سپاس را داریم . 





لینک های مرتبط :


نوع مطلب : سید محمد مرتضوی، تاریخ، 
برچسب ها :
          
شنبه 13 اردیبهشت 1393

روستای درو جزء یکی از روستاهایی بود که در همان سال های اولیه شکل گیری قانون تشکیل خانه انصاف ، خانه انصاف در آن ایجاد و پایه گذاری گردید . که بیشتر ما از این مکان یا شنیده ایم یا در حافظه تاریخی پدران و پدربزرگان ما به خوبی هنوز برجای مانده که سعی شده به طور مختصر آن را معرفی نموده و با مقایسه نحوه مدیریت محلی فعلی روستا کمی مفید واقع کردد.

خانه انصاف دادگاه‌های روستایی گفته می‌شد که در دوران نخست‌وزیری اسدالله علم در چهارچوب انقلاب شاه و مردم بنیان‌گذارده‌شد. خانه انصاف از راه سازش و دوستانه به بررسی و رسیدگی دعواها در سطح روستا می‌پرداخت.

هدف از بنیان خانه‌های انصاف جلوگیری از گسترش دعواهای کوچک به دعواهای پیچیده بود و این که روستاییان دیگر نیازمند به سفر به شهرهای دور و نزدیک برای گرفتن حق‌اشان نبودند. هم چنین شرکت قاضی‌های برگزیده شده از سوی مردم، آسودگی اندیشه برای اجرای عدالت را به مردم می‌داد و نیز این که مردم خود توانا هستند که سختی‌ها و دعواهای خود را به پایان رسانند.اصل نهم انقلاب شاه و مردم قانون تشکیل خانه انصاف و قانون تشکیل شورای داوری بود که چهره‌ای نوین از عدالت را به مردم کشور نشان داد.

خانه‌های انصاف بر اساس وجدان مردم و انصاف آنها بنیان شد. با بنیان شدن خانه‌های انصاف به جای این که فرد روستایی برای گرفتن حق خود راهی شهرهای دور و نزدیک شود دستگاه قضایی به سراغ او رفت. خانه‌های انصاف عدالت را به رایگان در اختیار روستانشینان قرار دادند و بدانها این شانس را داد که در کارهای قضایی خود شریک باشند. سپاه دانش مامور خدمت در هر روستا و محل منشی خانه‌های انصاف بود.

خانه انصاف یک دادگاه روستایی است که پنج تن قضات آن را اهالی هر ده برای درازای سه سال انتخاب می کنند. اعضای خانه‌های انصاف افتخاری کار می کنند و انجام عدالت و قضاوت به رایگان در اختیار روستاییان قرار می گیرد. آیین دادرسی در خانه‌های انصاف ساده و بی پیرایه بوده و قاضی‌ها در انتخاب روش پژوهش و بررسی آزاد بودند و چون همه با یکدیگر آشنایی داشتند کارهای مردم تند و آسان به انجام می رسید.

بر اساس مدل خانه‌های انصاف شوراهای داوری از سال ۱۳۴۵ آغاز به کار کرد بدین معنا که برای رسیدگی به دعواهای کوچک و محلی دادگاه‌های برگزیده شده به وسیله اهالی هر محله و شهر تشکیل شد. شوراهای داوری همانند خانه‌های انصاف از پنج قاضی مورد اعتماد اهل محل برای درازای چهار سال تشکیل می شد. از آن جا که دعواهای شهری پیچیده تر از مسایل روستاها بود در هر حوزه شورای داوری یک نفر می بایستی آشنا به مسایل حقوقی باشد مانند قاضی‌های دادگستری، وکیل‌های دادگستری، یا استادهای دانشگاه و یا سردفتران به عنوان مشاور قضایی شورای داوری خدمت می‌کنند. شوراهای داوری در جای مدرسه ها، شهرداری ها، و ساختمان‌های عمومی تشکیل می شد که هزینه ای نداشت و رایگان بود.

سالار ویسانیان به همراه سایر روسای خانه انصاف شهرستان خلخال در زمان تحویل گرفتن این پست 


پانویس : همانگونه که قبلا در این صفحه نیز در مورد جایگاه مهم دهیاری در روند توسعه روستایی بحث و بیان گردید که یک دهیار در جهت روند سریع و رسیدن به اهداف توسعه روستایی اگر دارای ویژگی هایی باشد این مهم هر چه سریعتر به ثمر خواهد نشست . اما مثل اینکه متاسفانه مورد غفلت و بی توجهی قرار گرفت و این روزها خبرهایی مبنی بر انتخاب دهیار دوره بعد روستا توسط شورای بخش شاهرود که در این دوره به دلیل نبود شورای روستا این وظیفه بر عهده شان می باشد شنیده می شود .

چرا این شخص تا این حد مورد توجه شورای بخش قرار گرفته در صورتی که افراد دیگری نیز داوطلب این سمت بودند ؟

آیا تنها داشتن ویژگی های عمومی برای دهیار شدن کافی است ؟ 

جایگاه اهالی در انتخاب دهیار  و سرنوشت آینده روستایشان کجاست ؟

مسلما من قصد توهین به شخص خاصی را ندارم  و چه این شخص فرد خوب و محبوبی هم باشد ، بلکه مقصودم اشاره به نبود عقلانیتی حاکم است که در بسیاری از مردم روستا دیده می شود . آیا تنها علاقه به این شخص که صرفا توسط معدود افرادی می باشد ما را باید وادار به کاری کند که هیچ بازتاب مفید و سازنده ای آز آن به ما نمی رسد ؟ 

شما هایی که برای روستایمان تصمیم میگیرید چه در داخل روستا چه خارج از روستا بگذارید همانگونه که پدرانمان در حافظه تاریخی خودشان خاطراتی خوشایند از مشکل گشایی خانه انصاف ها  داشتند ما هم از مدیریت نوین روستایی داشته باشیم . 

قضاوت را می سپاریم به شما عزیزان  






لینک های مرتبط :


نوع مطلب : تاریخ، 
برچسب ها : حافظه تاریخی، خانه انصاف، سالار ویسانیان، دهیاری، روستای درو،
          
سه شنبه 24 دی 1392

خانـه هـای قـدیمی را دوست دارم 

صـدای پیــرهـا شنـیـده می شـود 

حضـورشـان بـرکـت خـانـه اسـت ...

لطفا احساس خود را نسبت به خانه های قدیمی در یک جمله بنویسید . 





لینک های مرتبط :


نوع مطلب : جغرافیا، تاریخ، درو (دیروز، امروز، فردا)، 
برچسب ها : خانه های قدیمی روستایی، معماری روستایی، روستای درو، درو،
          
یکشنبه 1 دی 1392

سَید حَمزَه‌ی غَریب، چ موشکِلانی حَل کَری

تربَ‌یو سی‌یا مصطَف، چ عزیزانی داری‌سَش

«سید حمزه غریب چه مشکلاتی را حل می کرد

«[اَنجیلَه]تربَه» و «سی‌یا مصطَف» [نام دو تا از مکانهای مقدس روستا]، چه عزیزانی تو داشتی


مَغریبان فانوس ب دَست، سَیدَ م‌زَه‌ را و تربَه را

نَرزی‌سَیند تَی بمانیند، چ مُخلِصانی داری‌سَش

مردم موقع غروب برای [رفتن به] «سید حمزه» و «تربَه» فانوس به دست بودند

نمی گذاشتند که [این اماکن] خالی بماند، [ای درو] چه مخلصانی داشتی


شعر: اسماعیل هوشیار

ترجمه: مهدی قربعلی‌پور



جناب آقای سالار
ویسانیان متولد 1300 شمسی و از چهره‌های برجسته منطقه شاهرود و روستای درو است.

ایشان دارای دانشی گسترده در حوزه‌های مختلف می باشند و افتخار شاگردی عارف جلیل القدر سید محمد مرتضوی دروی را در کارنامه خود دارد.

از خصوصیات بارز ایشان می‌توان به علاقه وافرشان به اهل علم و ادب  و داشتن حافظه قوی در به خاطر سپاری خاطرات گذشته و مطالعات قدیمشان اشاره نمود.

مطالبی که پیش رو می آید مصاحبه ای با ایشان در باب مقابر معروف روستای درو می باشد.

سوالاتی در این مصاحبه مطرح گردیده که شاید به ذهن بسیاری از مردم روستا و منطقه نقش بسته باشد و جوابی برای آنها نیافته اند.

جا دارد که در اینجا از آقای مهدی ویسانیان که زحمت هماهنگی برای انجام این مصاحبه را کشیده اند تشکر نمایم.


تهیه کننده و مصاحبه گر: مهدی قربعلی‌پور
تاریخ مصاحبه: شهریور 92

متن مصاحبه

 
م.ق: جناب آقای ویسانیان، با عرض سلام و ادب مایل هستم سوالاتی درباره بعضی از شخصیتهای مدفون در روستا که سالها در ذهن من نقش بسته را از جنابعالی بپرسم.

سالار: خیلی ممنون و تشکر می کنم از احساسات شما

 
م.ق: شما همیشه نسبت به امثال ما محبت داشته اید.
در مورد اولین شخصیت درو  که اطلاعاتی درباره ایشان ندارم شخصی است که مقبره ایشان بالای خانه سید محمد مرتضوی دروی می باشد و ساختمان بنایش ویران گردیده است.  عامه مردم به آن «سی‌یاه مصطف» می گویند. اگر اطلاعاتی درباره ایشان دارید لطف بفرمایید ما را هم مطلع نمایید.


سالار: اطلاعات کافی و وافی آن است که از نیاکان ما شنیده ایم این است که اسم او «سید مصطفی» است از سلسله سادات صحیح النسب. ایشان چهارمین جد «سید جواد ترابی» است که خدا او را [=سید جواد را] رحمت کند. سید جواد فرزند سید تراب فرزند سید ابوالقاسم فرزند سید مصطفی. همان سید مصطفی است که آنجا دفن گردیده. چند سالی آنجا مکتب سرا شد و در آنجا قرآن درس دادند. الان در بین ملت قابل احترام است و در ماه محرم که می خواهند علم را برای عزاداری امام حسین در روز دهم (عاشورا) ببرند بر سر قبر او نیز می روند.
بیشتر از این از ایشان اطلاعت کافی ندارم.

  
 مقبره «سید مصطفی» معروف به «سی‌یاه مصطف»



ادامه مطلب


لینک های مرتبط :


نوع مطلب : مکانهای دیدنی، تاریخ، فرهنگ و ادب، 
برچسب ها : روستای درو، سالار ویسانیان، سید رسول، سیِ‌یا مصطف، وزمَه‌منان،
          
یکشنبه 24 شهریور 1392

 استفاده از مطالب و عکسهای این سایت تنها با ذکر عبارت «وبسایت روستای درو» مجاز است.

( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره سایت


روستای درو در 4 کیلومتری شمال غربی شهر کلور قرار دارد.
ارتفاع این روستا از سطح دریا 1590 متر می باشد. این روستا در طول جغرافیائی 48ُ،42 و عرض جغرافیایی 37،25ُدرجه قرار دارد. از نظر موقعیت جغرافیایی کوه آلون آرو در جنوب، کوه آسمه چال در شمال غرب، دیه دره در غرب ، آبه دره در شمال شرق و خانقاه دره در جنوب و جنوب غرب روستا قرار دارند. به نظر می رسد عامل اصلی استقرار جمعیت در روستای درو وجود زمینهای مساعد برای کشاورزی، آب و هوای مناسب و آب فراوان می باشد . به طور کلی منابع غنی آب ، زمینهای مساعد کشاورزی، موقعیت خاص روستا و قرار گیری در کنار راه ارتباطی خلخال _ کلور از عوامل موثر بر شکل گیری و توسعه روستا بوده اند .

فرزند کوچک روستا : مهدی ویسانیان

کارشناس ارشد پژوهش علوم اجتماعی

ارتباط با ما :

پست الكترونیك:

mehdiveisanian@yahoo.com

mehdiderav_2005@yahoo.com

شماره تماس : 09144562684

سامانه پیامکی :

30006106204000

مدیر سایت : مهدی ویسانیان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اشعار تاتی
    تعداد اشعار: یازده شعر

    برای انتخاب شعر دلخواه از دکمه قبلی و بعدی (دکمه های کناری) پخش کننده استفاده کنید.
امکانات جانبی